اعوذبالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
«رب ادخلنی مدخل صدق و اخرجنی مخرج صدق و اجعل لی من لدنک سلطاناً نصیرا»
ضمن عرض ادب به پیشگاه منجی عالم بشریت آقا امام زمان (روحی و ارواح العالمین له الفداء) و با گرامیداشت یاد و خاطره امام راحل (رضوانالله تعالی علیه) و سلام به محضر مبارک مقام معظم رهبری و عرض تبریک بمناسبت سالروز ولادت با سعادت پنجمین اختر تابناک امامت و ولایت حضرت امام محمد باقر (علیهالسلام)، از مردم شریف و موقعیتشناس ایران اسلامی و از جمله مردم فهیم و همیشه در صحنه شهری و روستایی حوزه انتخابیهام و مردم انقلابی تهران بخاطر حضور حماسی و آگاهانه خود در راهپیمایی سالروز پیروزی انقلاب اسلامی در (۲۲) بهمنماه تشکر میکنم.
استکبار جهانی به سرکردگی آمریکای جهانخوار به خیال خام خود با طرح ادعاهای واهی و نقشههای حسابشده، سعی در جلوگیری از تأثیرگذاری انقلاب اسلامی در افکار مردم آزاده جهان و بویژه جلوگیری از اتحاد مسلمانان دارد. شیطان بزرگ با فریب بعضی از دولتهای منطقه و ترسانیدن آنها از قدرت برتر شدن ایران اسلامی و دامن زدن به اختلافات شیعه و سنی، هم عدم موفقیت خود در اشغال افغانستان و عراق را تحتالشعاع قرار میدهد و هم در جهت تثبیت رژیم غیرمشروع صهیونیستی و تضییع حقوق مردم مظلوم فلسطین از هر اقدامی فروگذار نمینماید.
خواب آمریکای جنایتکار درخصوص قلدری دهکده جهانی بودن هرگز تعبیر نخواهد شد، چرا که تقدیر الهی بر آن است که آیه شریفه «و نرید أن نمن علی الذین استضعفوا فی الارض» را عملی سازد و اسلام را چه آمریکا بخواهد و چه نخواهد، جهانی نماید «و مکروا و مکر الله و الله خیر الماکرین».
مردم هوشیار ایران اسلامی در طول (۲۸) سال گذشته با وحدت کلمه و تبعیت محض از رهبری انقلاب، دشمن دیرینه اسلام و ایران اسلامی را مأیوس و (۲۸) ساله شدن نهال انقلاب اسلامی و آن هم با موفقیتهای چشمگیر در زمینههای مختلف نشان از آن دارد که نه تنها آمریکا به فرمایش معمار کبیر انقلاب نتوانسته است هیچ غلطی انجام دهد، بلکه انقلاب اسلامی در اعماق جان و دل مردم مسلمان جهان و همه طرفداران حق و آزادی ریشه دوانیده است.
توقع مردم از قلمبدستان و همه کسانیکه به رسانههای گروهی گوناگون دسترسی دارند این است که همراه و هماهنگ و همدل با مردم انقلابی ایران تحت رهبری و هدایتهای مدبرانه مقام معظم رهبری انقلاب، یکصدا از مواضع بحق ایران اسلامی بویژه درخصوص استفاده صلحآمیز از فناوری هستهای دفاع کنند و اجازه ندهند بعضی در نقش عمال بیمزد و مواجب دشمن و یا بعضاً مزدورانی خودفروخته با سیاهنماییها به دشمن مأیوس امید بدهند. همینجا جا دارد از موضعگیری حکیمانه و قاطع جناب آقای دکتر لاریجانی در کنفرانس امنیتی مونیخ تشکر نمایم.
متأسفانه وزارت آموزش و پرورش (البته ناخواسته) به معلمان حقالتدریسی ستم میکند، چرا که استفاده از نیروی حقالزحمه و حقالتدریس بعنوان یک اضطرار و آن هم بصورت موقت معمول است، در صورتیکه حداقل در شهرستان اقلید کلیه افراد حقالتدریس بین (۲۴) تا (۴۴) ساعت در هفته تدریس دارند و چندین سال هم سابقه همکاری با آموزش و پرورش و لذا به وزیر محترم آموزش و پرورش یادآوری مینمایم که بیش از این حق شرعی و قانونی این عزیزان که استخدام و یا حداقل پرداخت حقالزحمه معادل افراد رسمی میباشد را زیر پا نگذارد تا بتوانند حداقل خود را بیمه نمایند.
این روزها مجلس شورای اسلامی سرگرم بررسی لایحه بودجه سال ۸۶ کل کشور میباشد. بنظر میرسد اولین وظیفه مجلس این باشد که میزان تطابق احکام و برنامههای موجود در لایحه بودجه را با احکام و اهداف برنامه پنجساله چهارم مورد مداقه قرار دهد. متأسفانه به این واقعیت تلخ باید اعتراف کرد که در تمام برنامههای گذشته صرفاً احکام زیبا و آرمانی زیادی نوشته شد، ولی هرگز به منابع مورد نیاز برای دستیابی به آن اهداف و احکام فکری نشد و به همین دلیل هم هیچکس پاسخگوی علت عدم دستیابی به اهداف برنامهها نبوده است.
اعتبارات عمرانی منظور شده در لوایح بودجه سالهای اول و دوم و سوم برنامه پنجساله چهارم در فصول آب و کشاورزی و حتی حمل و نقل، کمتر از (۵۰) درصد اعتبار مورد نیاز برای دستیابی به اهداف منظورشده در قانون برنامه بوده است. علیرغم اینکه اعتبار منظورشده برای طرحهای تأمین آب و حمل و نقل در لایحه بودجه سال ۸۶ حتی کمتر از بدهی دستگاههای اجرایی بابت صورت وضعیتهای ارسالی در (۱۰) ماهه گذشته سالجاری میباشد و علیرغم اینکه از اول سال جاری مدام قول و وعده افزایش اعتبارات عمرانی سال ۸۵ داده میشد، متأسفانه مجلس محترم در لایحه متمم بودجه بیش از (۳) هزار میلیارد تومان از اعتبارات عمرانی سال ۸۵ را کاهش داده و به سرجمع اعتبارات جاری افزوده است و این در حالیست که بعضی از همکاران عزیز معمولاً اندر مضرات وجود طرحهای نیمهتمام سخن میرانند، ولی همین عزیزان اختصاص اعتبار به طرحهای عمرانی نیمهتمام را تزریق پول به بازار و باعث بالا رفتن تورم میدانند، ولی اعتبارات جاری و هزینهای را براحتی بصورت نجومی افزایش میدهند.
باید از این بزرگواران سؤال نمود که آیا آثار تورمی معطل ماندن دهها هزار میلیارد تومان اعتباری که تاکنون صرف طرحهای نیمهتمام شده بیشتر است یا منظور نمودن اعتبار برای اتمام اینگونه طرحها؟ چگونه است که برای تأمین اعتبارات هزینهای با ارقام نجومی براحتی تسلیم میشویم، ولی تأمین اعتبار برای اتمام طرحهای عمرانی که ایجاد اشتغال مولد نموده و رونق اقتصادی ایجاد مینماید را تورمزا میدانیم؟
به امید اینکه طرحهای نیمهتمام سریعتر به اتمام برسد، از سال ۱۳۷۵ تاکنون از شروع طرح جدید خودداری شده است، بنحوی که سالانه کمتر از (۱) درصد تعداد و اعتبار طرحهای موجود در پیوست بودجه سالانه جدید هستند، ولی بدلیل عدم کفاف اعتبارات، همچنان طرحها راکد و بعضاً در حد تعدیل مورد تقاضای پیمانکاران تأمین اعتبار شده است و لذا عقل حکم میکند برای نجات از این معضل، دولت و مجلس محترم یکی، دو سال کلیه درآمدها و حتی سپردهها و ذخیرهها را پس از رفع حداقل نیاز اعتبارات هزینهای صرف اتمام طرحهای عمرانی نمایند و حتی در صورت عدم کفاف با استقراض هم که شده این طرحها را به بهرهبرداری برسانند و با شهامت تمام درخصوص اهداف برنامه پنجساله چهارم نیز بازنگری و اهداف را مطابق منابع مالی کشور کاهش دهند و یا منابع مالی مورد نیاز جهت دستیابی به اهداف را از هر طریق که ممکن است فراهم نمایند تا بهانه را از دستگاههای اجرایی برای توجیه عدم دستیابی به اهداف بگیرند.
پر واضح است که با ایجاد زیربناهای توسعه در مناطق مستعد، تنها زمینه توسعه فراهم میشود، ولی توسعه واقعی زمانی اتفاق میافتد که بانکهای کشور همراه و هماهنگ با مسؤولین دستگاههای اجرایی به اجرای دستورالعملهای ذیربط همت گمارند. متأسفانه علیرغم وجود دستورالعملها و قوانین صریح، بانکها علاوه بر ترهین اصل طرح ذیربط، تا (۵/۱) برابر تسهیلات پرداختی به طرحهای تولیدی را از سرمایهگذاران وثیقه طلب میکنند و این امر باعث عدم استقبال سرمایهگذاران در مناطق توسعهنیافته شده است و لذا از رئیسجمهور محترم تقاضای جدی دارم به بانکهای عامل دستور فرمایند در مناطق توسعهنیافته صرفاً خود طرح را بعنوان وثیقه بپذیرند، چرا که اگر سرمایهگذاری در حدود (۳۰) درصد کل هزینه را خود تأمین کرد، با در نظر گرفتن ارزش افزوده طرح، خود طرح جوابگوی تسهیلات و سود آن خواهد بود، در غیر این صورت مناطق محروم و توسعهنیافته همچنان فقیر خواهند ماند و جوانان اینگونه مناطق در اثر بیکاری یا به دامن اعتیاد و فساد خواهند افتاد و یا آواره تهران بزرگ خواهند شد، در حالیکه استان فارس در تمامی شاخصهای توسعه به استناد آمار رسمی کشور، یا آخرین استان کشور بوده و یا جزو آخرین استانها بلحاظ عدم برخورداری از شاخصهای توسعه میباشد و تنها جمعیت روستایی و عشایری فارس بیش از (۴) برابر کل جمعیت شهری و روستایی بعضی از استانهای کوچک کشور میباشد و در حالیکه تنها جمعیت تحت پوشش کمیته امداد و بهزیستی استان فارس به اندازه کل جمعیت بعضی از استانهای کوچک کشور میباشد و در حالیکه شهرها و بخشهای محروم استان فارس چندین برابر شهرها و بخشهای بعضی از استانهای محروم کشور میباشد (نایبرئیس ـ خیلی متشکر، وقت شما هم تمام است) استان فارس همچنان استان برخوردار تلقی شده است و لذا انتظار میرود این تبعیض آشکار رفع گردد و حداقل اعتبارات به نسبت جمعیت، وسعت، استعدادها و محرومیتها توزیع گردد. والسلامعلیکم و رحمهالله و برکاته


